میرزا غلامرضا و سیاه مشق (بخش دوم) / غلامرضا طاهریان

میرزا غلامرضا و سیاه مشق (۲ )

 

میرزا غلامرضا از آنچنان خلاقیت و حس و حال هنری و اندیشه ای برخوردار بوده است که کمتر سیاه مشقی از سیاه مشق های او شبیه یکدیگرند . به جرأت می توان گفت همه گونه سیاه مشقی را تجربه کرده است :

سیاه مشق های شلوغ ، خلوت ، با گره ، بی گره ، با تکرار ، بدون تکرار ، منظم و نامنظم ، با تکلف ، بی تکلف ، چلیپایی ، افقی و با دانگ های متفاوت و انگیزه های مختلف .

در برخی از سیاه مشق ها به دنبال کیفیت حروف و کلمات و در واقع شاکله ی خط است و در تعدادی دیگر به دنبال ترکیب و آهنگ .

عبارات و متن های انتخابی نیز کاملاً متفاوت هستند . گاهی نظم و گاهی نثرند . امّا بهترین سیاه مشق های میرزا که در زمره ی شاهکارهای او هستند با یک بیت شعر طراحی و اجرا شده اند .

از جمله :

دین و دلی داشتیـم و خاطـر جمـعی                              زلف پریشان و چشـم مست بلا شد

شاهـا من  ار به چــرخ بر آرم  ســر                              خـاک ره توسـت بـه سـر افــسر

بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست                     آنجا جز آنکه جان بسپارند  ]چاره نیست [

در حشمت سلیمان هر کس که شک نماید                        بر عقل و دانش او خندند مرغ و ماهی

چشـم شـب زنده دار بسیـــارســت                           دل شـب زنــده دار میخــواهــم

یا کلک من از خنجـر شـه آب خــورد                           یا خنجر شه نهفته در کلک من است

بجان خواجه و حق قدیم و عهد درست                            که مونس دم صبحم دعای دولت تست

همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت                            آنکه در خواب نشد چشم من و پروین است

معماری تعدادی از سیاه مشق ها به گونه ای است که متن یا عبارت انتخابی در کل قطعه نگنجیده است و           به عبارتی متن در پایان قطعه نیمه کار مانده است . البته عکس آن نیز وجود دارد . یعنی قطعاتی که متن اصلی   در شرایطی که قطعه هنوز کامل نشده است تمام شده و میرزا به ناچار جهت تکمیل قطعه از کلمات و عبارات خارج از متن استفاده کرده است . بنابراین هر چند تمامی آثار میرزا با ارزش و قابل استفاده می باشد – و خوشبختانه تعداد آنها کم نیست – امّا واقعیت این است که سیاه مشق های میرزا در قیاس با یکدیگر از ارزش و مرتبه ی هنری یکسانی برخوردار نیستند . به نظر تنها برخی از سیاه مشق های میرزا غلامرضا که از سال ۱۲۹۰ (ه . ق ) تا واپسین لحظات زندگی ( ۱۳۰۴ ) نوشته  است جزء شاهکارهای او و تاریخ خوشنویسی ایران به حساب می آیند .

میرزاغلامرضا تا پیش از سال ۱۲۹۰ بیشتر تحت تأثیر اساتید سلف به ویژه خوشنویسان مکتب میرعماد بوده و از سال نود به بعد سبک و شیوه خود را پیدا کرده است .

بی شک یکی از شاهکارهای میرزاغلامرضا که نشان دهنده ی خلاقیت ، نبوغ و ذوق هنری سرشار و نماینده ی سبک وسیاق او در سیاه مشق است قطعه پیش روی شماست که نگارنده سعی کرده در برخی زمینه ها آن را    کالبد شکافی نماید .

 متن قطعه دو بیت شعر از جامی است :

برای نعمت دنیـا که خـاک بر سـر آن                       منه ز منت هر سفله بار بر گردن

به یک دو روز رود نعمتت ز دست ولی                      بماندت ابد الـدهر عـار بر گردن

 وجود روح سطر در سیاه مشق . این پدیده که از ارکان و ویژگی های محوری سیاه مشق های میرزاغلامرضاست آشکارا در تصاویر به چشم می آید . نگارنده این موضوع را پیشتر در مقاله ی مستقلی تحت عنوان « روح سطر در سیاه مشق » به رشته تحریر در آورده است .

 قطعه دارای ۱۲ کرسی اصلی ( خط زمینه ) است .

  • دارای زاویه ی حدود ۵۰ درجه است .
  • عرض سیاه مشق حدوداً ۲۸ برابر عرض قلم ( اندازه سر قلم ) است .
  • نسبت طول و عرض سیاه مشق حدود ۷۶۵/۱ می باشد و به مستطیل طلایی نزدیک است .

نسبت طول و عرض مستطیل طلایی ۶۱۸/۱ می باشد ( طول ۱ و عرض ۶۱۸/۰ )

  • ۲۱ درصد فضای قطعه را سیاهی ( مساحت خط ) و ۷۹ درصد آن را سفیدی تشکیل می دهد . به عبارتی این شاخص نشان دهنده ی تراکم سیاه مشق و نسبت سواد و بیاض آن است .
  • دایره ها در مکتب میرعماد در مقایسه با مکتب کلهر کمی پائین تر از دیگر حروف و کلمات – نسبت به خط زمینه – قرار می گیرند امّا در این قطعه ، حرف « ی » و تکرار آن ( کرسی ۲ ) کمی بیش از حد معمول و نیاز به پائین کشیده شده است . شاید تکرار و منظم و بیش از حد آن در یک کرسی ، برای رسیدن به حرکت و کیفیت بهتر صورت گرفته که در عمل تحقق نیافته است . کیفیت اجرای « ی » در برخی از آثار میرزا غلامرضا در حد و اندازه های او نیست .
  • ظاهراً حروف یا کلمه « دورا » در پایان کرسی ۳ نامشخص و اضافه است . شاید میرزا غلامرضا به جای کلمه « دنیا » که در شروع کرسی ۴ آمده است اشتباهاً بخشی از کلمه « دوران » را نوشته سپس در آغاز کرسی بعد آن را اصلاح کرده است .
  • بعضی از کرسی ها در سیاه مشق های میرزاغلامرضا به اقتضاءِ شرایط و ترکیب – که مبحث مستقلی است و در حوصله این نوشتار نمی باشد – تبدیل به یک لایه شده و از روح و ویژگی های سطر خارج شده و پس از تحقق اهداف مورد نظر دوباره به روح سطر باز می گردند . لایه هایی که جان و روح سیاه مشق اند. تکرار کلمه ی « نعمت » در افق یا کرسی ۳ و کلمه « منت » در کرسی ۵ نمونه های شاخص و جالبی از لایه ها هستند . یکی از نتایج طبیعی این لایه ها ایجاد گره است .
  • حرف یا حرکت « ت » به صورت مفرد یا وصل ، به شکل کوتاه ( نیم مد ) یا بلند ( مد یا کشیده ) ، بیشترین ظرفیت یا قابلیت برای ایفای نقش ، جهت شکل گیری ساختار اصلی سیاه مشق را دارا می باشد.

بار سنگین و اصلی این قطعه بر دوش این حرکت است .

  • گره های این قطعه به دلیل استفاده و تکرار حرکت « ت » ، بیشتر افقی هستند تا عمودی .
  • از شگردهای اعجاب آور این قطعه ، استفاده از یک حرف برای دو کلمه در پایان دو کرسی متفاوت است . حرف « ن » و تکرار آن در پایان کرسی ۴ ؛ هم متعلق به کلمه « آن » و هم متعلق به کلمه « گران » در پایان کرسی ۶ می باشد .
  • صعود و سوار کردن حروف و کلمات در پایان اکثر کرسی ها که از ویژگی های ترکیب در سطر است .
  • ترکیب و تلفیق سه کلمه « به یک دو » به شکل « بیکدو » از دیگر شگردهای بسیار جالب و قابل توجه میرزاغلامرضا در طراحی و معماری این اثر است که در کرسی ۷ دیده می شود . ( شرح این شگرد در مقاله میرزا غلامرضا و سیاه مشق ۱ آمده است . )
  • روح سطر و ویژگی های آن در کرسی های ۴ ، ۶ ، ۷ ، و … کاملاً آشکار است .
  • قرار گرفتن دو نیم مد تکراری « ت » در کرسی ۱۰ و ایجاد گره با کمک دیگر حروف و کلمات در بخش پایانی قطعه ، به تعادل بصری قطعه کمک شایانی کرده است . ضمن این که دوایر بالا و پائین خود را در بهترین موقعیت قرار داده است .
  • کشاندن دوایر به سمت وسط و چپ قطعه که در زیبایی قطعه بسیار موثر بوده اند .
  • وجود سرکش ها و حرکات جهت دار ( ← ) در سمت راست قطعه که ورودی های بسیار مناسبی هستند.
  • وجود خلوت و جلوت های طبیعی که از عناصر اصلی سیاه مشق هستند .
  • نوشتن کلمات آغازین مصراع ها در بخش آغازین کرسی ها و همچنین نوشتن کلمات پایانی مصراع ها در بخش پایانی کرسی ها به همخوانی و هماهنگی کلام و جلوه های بصری آن کمک کرده است .
  • حضور پاره سطر با تکرار کلمه « بماند » در دو شکل متفاوت در کرسی ۹ . وجود این پاره سطر ها غیر قابل اجتناب است و در اکثر سیاه مشق های میرزا دیده می شود .
  • به احتمال قوی ، رعایت توازی کرسی ها و افق ها در سیاه مشق به صورت چشمی و حسی صورت می گیرد به همین دلیل گاه بعضی از کرسی ها نسبت به افق و دیگر کرسی های سیاه مشق ، انحراف یا خمیدگی اندکی دارند که طبیعی و غیر قابل اجتناب بوده و در مواردی اقتضاءِ ترکیب است .
  • نیمه کاره رها کردن بعضی حروف و کلمات به دلایل عدیده در کرسی های ۴ ، ۵ ، ۱۰ .

این امر اگر طبیعی باشد به حس کار ، صمیمیت و بی تکلفی اجرای اثر کمک فراوان می کند . ( تکه آغازین کلمه « نیا » در کرسی ها « منت » در کرسی ۵ و « بما » در کرسی ۱۰  )

  • سهل و ممتنع بودن قطعه ، قطعه ای که اجرای آن بسیار ساده به نظر می رسد امّا در عمل بسیار مشکل است و تنها خوشنویسان بزرگی همچون میرزاغلامرضا از عهده ی آن بر آمده اند .
  • اتمام متن در پایان قطعه بدون این که تکلفی در کار باشد . توانایی ، خلاقیت و اوج عظمت میرزاغلامرضا در چنین آثاری آشکار می گردد . طراحی و معماری این آثار با اندیشه همـراه است . امّـا نه  اندیشـه ای

ریاضی گونه و حسابگر با تکلف و نظم انفعالی همراه است . بلکه اندیشه ای که در خدمت حس ، حال و ذوق هنری اوست . میرزا فضای صفحه را می شناسد . مبدأ را می داند . مقصد را در افق  می بیند . با متن   و حروف و کلمات آن آشنا ست . می داند به طور طبیعی باید متن در صفحه بگنجد . از جنس ، وزن ، قابلیت ، ظرفیت ، انرژی و نقش هر یک از حروف و کلمات در ترکیب بندی قطعه آگاهی کامل دارد . می داند بیشمار راه و مسیر برای رسیدن       به مقصد و تحقق اهداف وجود دارد . امّا او با کمک نبوغ و خلاقیت ذاتی و حس و حالی که در آن لحظه دارد ، بهترین و ریباترین راه را بر می گزیند . راهی که از درون می جوشد و در طول حرکت ، حرف به حرف ، کلمه به کلمه ادامه پیدا می کند . هر قدمی که بر می دارد ، نیم نگاهی به پیش و پس داشته و هم زمان پایان راه را   اندیشه می کند . میرزا هیچ تاکتیک از پیش تعین شده ای ندارد . بی سبب نیست که شاه کارهای او شباهتی با یکدیگر ندارند . استراتژی او در لحظه شکل می گیرد و در هر قطعه منحصر به فرد است . او حق هر یک از قطعات را تمام و کمال ادا می کند . اثری می آفریند جامع و مانع ، اثری که از دل بر آمده و بر دل می نشیند .

 

روحش شاد

غلامرضا طاهریان

photo_2016-06-29_02-06-49 photo_2016-06-29_02-06-57 photo_2016-06-29_02-07-00 photo_2016-06-29_02-07-35 photo_2016-06-29_02-07-37 photo_2016-06-29_02-08-26 photo_2016-06-29_02-08-28 photo_2016-06-29_02-08-42 photo_2016-06-29_02-08-53 photo_2016-06-29_02-08-56 photo_2016-06-29_02-09-26 photo_2016-06-29_02-09-29 photo_2016-06-29_02-09-40 photo_2016-06-29_02-09-43 photo_2016-06-29_02-09-51 photo_2016-06-29_02-09-53 photo_2016-06-29_02-10-06 photo_2016-06-29_02-10-09 photo_2016-06-29_02-10-17 photo_2016-06-29_02-10-25 photo_2016-06-29_02-10-28 photo_2016-06-29_02-11-00 photo_2016-06-29_02-11-02 photo_2016-06-29_02-11-12 photo_2016-06-29_02-11-15 photo_2016-06-29_02-11-28

برچسب ها

0 دیدگاه در “میرزا غلامرضا و سیاه مشق (بخش دوم) / غلامرضا طاهریان”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *