صادق تبریزی

صادق تبریزی (زاده ۳ اسفند ۱۳۱۷ در تهران)

نقاش و خوش‌نویس ایرانی و از پیشروان سبک نقاشی-خط است.

تبریزی از پیشگامان مکتب سقاخانه شمرده می شود.

صادق تبریزی ۳ اسفند ۱۳۱۷ در محله سید نصرالدین در تهران چشم به جهان گشود. او چهارمین فرزند و تنها پسر خانواده بود. وجود ۵ خواهر باعث شده بود که به پدر بیشتر مانوس شود. پدر که نقاش ساختمان بود با نقاشان قهوه‌خانه مانند عباس بلوکی‌فر، حسین قوللر، محمد مدبر ارتباط زیادی داشت و علاقمند بود که پسرش نیز این هنر را بیاموزد و از همان کودکی او را به کارگاه این هنرمندان می‌برد. تبریزی می‌گوید: “کنار دست آنها می‌ایستادم به انگشتانشان خیره می‌شدم و همان‌ها را مشق می‌کردم. از کلاس چهارم که ۱۰ ساله بودم نقاشی‌های روزنامه دیواری مدرسه را تهیه می‌کردم. یادم است، چهره ملک‌مطیعی را طوری کشیدم که با خودش هیچ فرقی نداشت. یا وقتی آیت‌الله بروجردی فوت کرد، عکس او را کشیدم. اینها اولین آثار هنری من بودند و فکر می‌کنم اگر پدرم این راه را پیش پای من نمی‌گذاشت ممکن بود شغل دیگری انتخاب کنم.”

 

تبریزی پس از ورود به هنرستان پسران رشته نگارگری را برای ادامه تحصیل انتخاب می‌کند اما پس از اتمام این دوره در سال ۱۳۳۸ به استخدام کارگاه سرامیک اداره هنرهای زیبا در می‌آید. او می‌گوید: “سفالگری وسیله بیانی تازه‌ای در اختیارم نهاد، از مینیاتور که هنری موزه‌ای و مقدس به نظر می‌رسید فاصله گرفتم، در همان ایام ظرفیت زیباشناختی حروف را کشف کردم. سنایی هنرمند خطاطی که برای کاشی‌های مسجد کتیبه می‌نوشت مرا متوجه زیبایی خط نسخ کرد. دریافتم که با ترکیب ابداعی آن حروف می‌توانم کتیبه‌هایی بسازم که موتیف خط، محور اصلی ساختار آن باشد. سال ۱۳۳۸ کتیبه‌ای ساختم که ترکیب‌بندی آن بر اساس خط نسخ شکل گرفته بود. به گمانم این اولین کمپوزیسیون نقاشی خط است که بر اساس موتیف حروف ساخته شده است. بعد این تجربه را روی کوزه‌ها و سفالینه‌ها آزمودم.”

 

تبریزی با استفاده از این شیوه سفالینه‌های بسیاری را طراحی و رنگ‌آمیزی کرد که تعدادی از آن‌ها در سال ۱۹۶۲ در نمایشگاه جهانی سرامیک در پراگ به نمایش درآمد.

 

پس از آن در سال ۱۳۳۹ با افتتاح دانشکده هنرهای تزئینی، کار در کارگاه سرامیک را رها و وارد این دانشکده شد. او برای ادامه تحصیل رشته معماری داخلی را انتخاب نمود. تبریزی می‌گوید: “یکی دو سال از تحصیل که گذشت متوجه شدم که هیچ‌گاه معمار داخلی نخواهم شد بنابراین آن را سرسری گرفتم.”

 

اما از طرفی آشنایی با اساتیدی مانند “بیژن صفاری” و “هوشنگ کاظمی” که در تعالیم خود توجه دانشجویان را به موتیف‌های ایرانی معطوف می‌کردند و آشنایی با کتاب‌های پرفسور پوپ درباره هنر ایران باعث شد به واقعیت مهمی پی برد، “این که گذشته ایران چقدر غنی و پربار است و علی‌رغم این‌که از هنر مدرن عقب هستیم، ولی وقتی به هزار سال قبل بر می‌گردیم و سفال نیشابور را می‌بینیم، طرح‌های آنالیزشده آن از کارهای پیکاسو هم مدرن‌تر است”. و از طرف دیگر تعلیمات نگارگری دوره هنرستان او را وسوسه کرد و باعث شد آن مینیاتورهای آنالیزشده روی پوست را بکشد. اولین آثار تبریزی روی پوست در شب افتتاح تالار ایران به نمایش درآمد. وجه اشتراکی که در استفاده از موتیف‌های ایرانی در تمام این آثار دیده می‌شد باعث شد که کریم امامی عنوان “سقاخانه” را به آن‌ها اطلاق کند.

 

تبریزی این روزها نیز مانند قبل سرگرم نقاشی است. می‌گوید هنوز هم کار جدی من همان نقاشی خط هاست.

 

2-Sadegh-Tabrizi 9 19 (1) 20 22s_1445 0031_35 117-79-20091021193818-1 10829 761686 852662 (2) 12472303_963728580406530_2274797340154343747_n 12919914_963728653739856_2910122526882159891_n 12932592_963728493739872_144366271557809009_n 13910618000496_PhotoA 13910711000260_PhotoL 2610792011761212451621223414417021821581135 a_loving_couple_signed_by_sadegh_tabrizi_iran_20th_century_d5553183h H0027-L09632771 hqdefault images (1) images (2) images (3) images (4) images morizi03 Sadegh_tabrizi_profile_480 (1) Sadegh_tabrizi_profile_480 TabCal1270

یک دیدگاه در “صادق تبریزی”

  1. م.درویش گفت:

    سپاسگزار عنایتهای بی دریغتان هستم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *